✖Mýstery Shačk øf Łæůghing Čøffin↬       

♠✖ ♫ Ñeither Ğive Ťhe People Łife, Ňor Kill Ţhem ✖↬     

     ♬82
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 × 04:33 ب.ظ

یکیـ باشهـ
ببرتتـ بالایـ بالایـ کوهـ
سهـ بار از تهـِ دلـ جیغـ بزنیـ داد بزنیـ
خالیـ کهـ شدیـ،
بغلتـ کنهـ اشکاتو پاکـ کنهـ :))
∞∞∞∞∞
کنیچـ :)
عاقا رفتمـ فازِ هالسیـ |:)
ترجمهـ یـ آهنگـ strangers.. اصا داریمـ ازینـ آهنگـ بهتر¡¿ :))))

She doesn't kiss me on the mouth anymore
اون دیگه لب هامو نمیبوسه 

'Cause it's more intimate, than she thinks we should get
چون اینطوری محرمانه تره نبست به چیزی كه اون فكر میكنه ما باید باشیم

She doesn't look me in the eyes anymore
اون دیگه توی چشم هام نگاه نمیكنه

Too scared of what she'll see, somebody holding me
از چیزی كه قراره ببینه خیلی میترسم، یكی منو نگه داره

When I wake up all alone
وقتی كه تماما تنها از خواب بیدار میشم

And I'm thinking of your skin
و به پوست تو فكر میكنم

I remember, I remember what you told me
حرفی كه بهم زدی رو به یاد میارم

Said that we're not lovers, we're just strangers
گفتی كه ما عاشق نیستیم، فقط غریبه ایم

With the same damn hunger
با همون عطش لعنتی سابق

To be touched, to be loved, to feel anything at all
برای لمس شدن، برای دوست داشته شدن، برای حس كردن هر چیزی

We're not lovers, we're just strangers
ما عاشق هم نیستیم، فقط بیگانه ایم

With the same damn hunger
با همون عطش لعنتی سابق

To be touched, to be loved, to feel anything at all
برای لمس شدن، برای دوست داشته شدن، برای حس كردن هر چیزی

She doesn't call me on the phone anymore
اون دیگه به تلفن من زنگ نمیزنه

She's never listening, she says it's innocent
اون به من گوش نمیده، میگه اینطوری بی ضرر تره

She doesn't let me have control anymore
اون دیگه نمیذاره كنترلی داشته باشم

I must've crossed a line, I must've lost my mind
باید از حد گذشته باشم، باید عقلمو از دست داده باشم


I miss the mornings with you laying in my bed
دلم برای صبح های با تو كه توی تختم خوابیدی تنگ شده

I miss the memories replaying in my head
دلم برای خاطراتی كه توی ذهنم تكرار میشن تنگ شده

I miss the thought of a forever, you and me
دلم برای اندیشه ی همیشه با هم بودن خودم و تو تنگ شده

But all you're missing is my body, oh
اما تمام چیزی كه تو دلت براش تنگ میشه بدن منه

To feel anything at all
To feel anything at all
(You lost it)
(You lost it)
(You lost it)


   
∞Łøñęĺý ↬ ×Čømmęñť()